حرفی واسه زدن ندارم فقط عاشقتونم
بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم
کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد (!)
آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی
آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد...
هـیـچ نـگـویـد! هـیـچ نـپـرسـد...
فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد...

برچسب: آغوش,دوست داشتن,مرگ,مطلب عاشقانه,متن عاشقانه,عشق,
نویسنده: حامد