خرید بک لینک

یه سال ساعت ۱ شب داشت برف میومد و ما هم خوشحال که فردا تعطیله...!

که یهو برف قطع شد و بارون اومد و برفا آب شد، بارونم بند اومد....!

کم مونده بود نصفه شبی خورشید شروع کنه به تابیدن...!

فردای اون شب هم آسمون آفتابی خطرناک بود...

من بازم واسه خودم تعطیل کردم که این دفعه آسمون یاد بگیره که کارش رو درست انجام بده..

برچسب: نویسنده: حامد تاريخ: چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت: 22:38

صفحه بندی